خدايا به من توفيق بندگي عطا بفرما تا در سايه بندگي به عشق لايزالت چنگ بزنم
اي بازيگر ما هممون بازيگريم
صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت ميزنيم
نقاب ها رو بشکنيم - خودمون باشيم نقش بازي نکينم که نقش بر آبيم
دستت رو بزار تو دست خدااااااااا هر جا که مي خواهي برو هر کاري که مي خواهي بکن راحت باش نترس فقط خودت باش همين و بسسسسسسسسسس
روز و شبتون گل گلي

+
نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 16:11  توسط آه
|